من از این بازیا خسته م
از این شبهای بیحالی
از این دوستای رنگارنگ
از این عشق های تو خالی
من از این عاشقا خسته م
که در عشق بازی استادن
ولی در وقت آزمایش
به بیوفایی معتادن
من از این آدما خسته م
دلم فرهنگ میخواهد
از این دورویی ها سیرم
دلم یک رنگ میخواهد
من از این قوم بد خسته م
که قدر ِعشق نمی دونن
حکایت های گریون رو
توی چشمام نمی خونن
من عمری با اونا بودم
چه ها دیدم چه بشنیدم
اگر چه مرد بودم لیک
هزاران درد زاییدم
من از این آدما خسته م
کلمات کلیدی:
دلم خیلی گرفته ازاین زمونه ی خس
هوس کردم بپرم برم یه جای دوردس
فکرمی کردم میتونی باشی برام یه همدم
اما توراهه عشقت نیومدی یک قدم
دلم خیلی گرفته میخوام برم بمیرم
ازاین زمونه دیگه بخدا سیره سیرم
دلم خیلی گرفته ازاین لبهای خاموش
ازاین سکوت خالی ازاین سردی آغوش
دلم خیلی گرفته ازاین کوچه ی بمست
ازاین احساس غربت هنوزتوی طنم هست
دلم خیلی گرفته میخوام برم بمیرم
ازاین زمونه دیگه بخدا سیره سیرم
انگارزمونه دیگه لج کرده با دل من
ازاین همه تنهای
کلمات کلیدی:
من سیرم از تو و از نوم تو
محاله من بشم عاشق تو و آروم تو
نمی خوام با تو باشم حرفات آزار می ده منو
عشق تو چون عیسی به صلیب می کشه منو
هرچی دادی از عشقت بهم بدبختی بوده
اون دردا که بهم دادی کجاش خوشبختی بوده ؟؟؟
یه عمرغم ریختی به تکه گوشت من
با درد و غم لجن کردی سرنوشت من
برو ، گمشو برو دیگه از نام تو سیرم
از جفای تو در اوج جوانی خویشم پیرم
کلمات کلیدی:
دنیا ببین سیرم زتو !
روزی نه چونان دور و دیر
من رخت برگیرم زتو (2)
این زندگی ارزانی
دنیاییان شیفته
گمنامه شد تقدیر من
ترسم زرفتن ریخته (2)
وقتی زمین جولانگه
انسان نا انسان شده
گرداب سرخ خون عیان
بی مایگی آسان شده
تا کودک فقر وطن
سهمش خیابان خوابی است
رویای سبز آرزو
تصویری از سردابی است
دنیا ببین سیرم زتو !
روزی نه چونان دور و دیر
من رخت برگیرم زتو (2)
این زندگی ارزانی
دنیاییان شیفته
گمنامه شد تقدیر من
ترسم زرفتن ریخته
کلمات کلیدی:
ای که رفتی و اسیرم کردی
رفتی از زندگی سیرم کردی
فکر رفتنت خرابم کرده
رفتی و نبودنت توغصه خوابم کرده
سیر سیرم از نفس از زندگی
وای از این تنهایی و بیچارگی
وای ای وای ،خدایا تا کی
گریه و دربه دری ها تا کی
نیست و نیست خواهم شداز بی کسی
ای پناه آخرم پس کی به دادم میرسی
کلمات کلیدی: